الفيض الكاشاني

469

راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )

دوستى دنياست زيرا دنياست كه مورد حسد متزاحمان واقع مىشود و بر افراد مزاحم تنگ مىآيد ، ولى در آخرت چون حسد وجود ندارد تنگى وجود ندارد ، و مثل آخرت مانند نعمت علم است . پس ناگزير كسى كه شناخت خداى متعال و صفات او و فرشتگان و پيامبران و حقيقت زمين و آسمانش را دوست بدارد به ديگرى حسد نمىبرد هر گاه آن را نيز بشناسد چرا كه معرفت بر عارفان تنگ نمىآيد بلكه يك ميليون عالم مىدانند و از شناخت آن شاد مىشوند و از آن لذّت مىبرند و از لذّت بردن ديگران ( از علم و معرفت ) لذّت ديگرى كاسته نمىشود بلكه با بسيارى عارفان انس و علاقه و نتيجهء بهره رساندن و بهره بردن بيشتر مىشود از اين رو در ميان علماى دين حسد ورزى نيست زيرا هدف آنان شناخت خداى متعال است و آن درياى وسيعى است كه در آن تنگنايى وجود ندارد ، و هدف علماى دين رسيدن به منزلتى در پيشگاه خداى سبحان است و آنچه در پيشگاه خدا وجود دارد نيز تنگنايى نيست زيرا مهمترين نعمت از نعمتهاى موجود در پيشگاه خداى سبحان لذّت ديدار اوست و در آن مزاحمت و ممانعتى نيست و نگرش بعضى از نگرندگان مانع نگرش ديگران نمىشود بلكه هر چه تماشاگران جمال حق بيشتر باشند انس بيشتر مىشود . آرى هر گاه هدف علما از علم مال و مقام باشد نسبت به يكديگر حسد مىبرند چرا كه مال جسم است و وجود خارجى دارد و هر گاه در دست يك نفر قرار گيرد دست ديگران از آن تهى مىشود و معناى مقام ، مالك شدن بر دلهاست و هر گاه دل شخصى پر از تعظيم عالمى شود از تعظيم عالم ديگر يا بكلّى روى گردان مىشود يا ناگزير از تعظيم او كاسته مىشود و اين عامل حسد ورزى است ، ولى هر گاه دلى پر از فرح به شناخت خداى متعال شود مانع از آن نمىشود كه دل ديگرى نيز از آن پر شود و به آن شاد شود ، بنابراين فرق ميان علم و مال اين است كه مال در اختيار كسى قرار نمىگيرد تا آن گاه كه از دست ديگرى خارج نشود در حالى كه علم در قلب عالم ثابت است و با آموختن آن در قلب ديگرى جايگزين مىشود بىآن كه از قلب ديگرى خارج گردد ، و مال